اصول دیپلماسی فرهنگی و جایگاه آن در سیاست خارجی کشورها – دکتر ریحانه احمدی دهکاء

قرن بیست و یکم پیکره سیاست را در میان بازیگران روابط بین الملل تغییر داده است. با این وجود چیزی که قطعی به نظر می‌رسد این است که جهان امروز نمی تواند از دیپلماسی مجزا باشد.

دیپلماسی در جهان امروز به سه شکل برجستگی یافته است: دیپلماسی در مفهوم سنتی آن به عنوان جوهر، هدف و نگرش های روابط یک دولت با دیگر دولت ها به قصد تاثیر گذاری بر انها  قلمداد می‌شود. به این دیپلماسی دیپلماسی رسمی گفته می‌شود. یعنی دیپلماسی فقط در میان مقامات رسمی جریان دارد و هدف ان تاثیر کذاری یک دولت بر دولت دیگر و یا در نهایت تاثیرگذاری متقابل می‌باشد . (دیپلماسی دولت- دولت). گونه دیگری از دیپلماسی که امروزه باب روز شده است دیپلماسی عمومی است که هدف ان تاثیر گذاری دولت ها بر مردم کشور هدف است (دیپلماسی دولت – مردم). از آنجا که در اینگونه دیپلماسی از عنصر فرهنگ در سطح بالایی استفاده می‌شود، به دیپلماسی فرهنگی هم معروف است. به عبارت دیگر دیپلماسی فرهنگی زیر مجموعه یا بخشی از دیپلماسی عمومی  است که با بکارگیری فرهنگ به عنوان مبنای قدرت نرم سعی دارد از بستر فرهنگ به تعامل با دیگران بپردازد. سومین گونه از دیپلماسی رایج سایبر دیپلماسی نام دارد که دیپلماسی مردم- مردم نیز خوانده می‌شود و طی ان مردم از طریق شبکه های اطلاعاتی و ارتباطاتی با یکدیگر پیوند می‌خورند و این خود به صلح در جهان کمک می‌کند.

دیپلماسی فرهنگی فرایند موثری است که در آن فرهنگ یک ملت به جهان بیرون عرضه می شود و خصوصیات منحصر به فرد فرهنگی ملتها در سطوح دو جانبه و چند جانبه ترویج می یابند. تأثیرگذاری فرهنگ در حوزه سیاست خارجی به حدی است که در عصر کنونی از فرهنگ به‌عنوان قدرت نرم در سیاست خارجی بحث می‌شود که عنوان دیپلماسی فرهنگی به آن می‌دهند و به معنای استفاده از ابزارها و مکانیسم ‌های فرهنگی برای معرفی و انتقال فرهنگ و تمدن یک سرزمین به سرزمین و فرهنگ دیگر است.

نیل به مقاصد سیاسی، امنیتی و اقتصادی همواره از مهم‌ترین اهداف کشورها در تدوین و اعمال سیاست خارجی‌شان بوده است. برای تحصیل این مقاصد کشورها عمدتاً و به طور سنتی نوعی دیپلماسی مبتنی بر رویکردها و ابزارهای سیاسی، نظامی و اقتصادی را در پیش می‌گیرند؛ با این همه، در سال های نیمۀ دوم قرن بیستم رویکردهای نسبتاً جدیدی در دیپلماسی مطرح شد که توجه افزون‌تر و تأکید بیشتر بر راهکارها و ابزارهای فرهنگی را به مسئولان و طراحان سیاست خارجی توصیه می‌کرد.